محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

256

آثار عجم ( فارسى )

اين است آن مطلب : سراها و عماراتى كه در تخت جمشيد است ، دخلى به جمشيد ندارد و از بناهاى وى نيست و صورى كه مرتسمه بر احجار آن بنيان است ، هيچكدام صورت جمشيد نخواهد بود . كاشف اين معنى ، خطّوطى است كه در آن اماكن نوشته شده ؛ هر عمارتى را كه پادشاهى ساخته ، نامش منقوش بر سنگى است كه آن سنگ در آن عمارت نصب است كه انشاء اللّه بعد از اين ، در جاى خود - يعنى در ذكر هر عمارتى و بيان هر سرايى - به ذيل آن ، ترجمهء خطوط آنجا را مرقوم مىداريم . و حقيقت مطلب اين است كه زمان جمشيد تا كنون ، متجاوز از 5000 سال است . بقاى عمارت در اين ازمنهء متطاوله ، با وجود آسيب برف و باران و آفات ديگر ، خيلى مشكل است ؛ هر چند كمال استحكام را هم داشته باشد ؛ علاوه بر اينكه بعض از اهل تاريخ نوشته‌اند كه طوفان نوح ( ع ) در زمان جمشيد بوده [ است ] . بالجمله ، دليل موجّه همان است كه گفتيم هر پادشاهى كه در آنجا بنيادى نهاده ، نام خود را منقور بر سنگ نموده . بلى ؛ مدخليّتى كه آنجا را با جمشيد است ، اين است كه جمشيد در مرودشت و رامجرد ، شهرى بنا كرده و در همين مسطحه كه مشهور به تخت جمشيد است نيز ، عمارات عاليه ساخته و در آن جلوس نموده ، بطورى كه نوشته‌اند ؛ و ليكن پس از جمشيد ، آن بناها منهدم شده و از ميان رفته و بعدها ، ديگر سلاطين در آن مكان ، عمارات بنا نهاده‌اند كه الآن آثار آنها باقى است و چون آن دكّه ، اوّلا به اسم جمشيد خوانده مىشده ، اكنون هم به نام او مشهور است ؛ و از اين قبيل بسيار است « 1 » . تنبيه : پيش از اين گفتيم كه در تخت جمشيد ، هر پادشاهى كه بانى عمارتى بوده ، نام خود را بر سنگ [ 153 f ] نگاشته ؛ مثل « داريوس » و « زركزس » و غير هما . اين فقير مؤلّف پس از آنكه ترجمهء خطوط منقوشه بر احجار تخت جمشيد را از كتاب اشپيگل حكيم و غير آن دريافتم ، نام آن سلاطين ، از برايم مجهول ماند ؛ همچنين اسم بعض از طوايف را كه در آن كتاب و جز آن نوشته بودند ، نامعلومم بود و ندانستم داريوس كيست و زركزس كدام . چندى در اين خيال بودم ؛ مراجعه به بعض از كتب تواريخ مىنمودم ، از جمله ناسخ التّواريخ كه در آن ، نامى از آن سلاطين برده

--> ( 1 ) . مثل اينكه شخصى ، مسجدى يا حمّامى ساخته ، پس از سالها خراب شده ؛ ديگرى آن را عمارت كرده ، بلكه وضعش را هم تغيير داده ؛ امّا مردم آن مسجد يا حمام را به اسم شخص اول مىخوانند . در همهء شهرها ، از اين قبيل بسيار است .